بـــــــــــی تـــــــــو بی قـــــــرار

بی تو بی قرار

چه قدر شوق غزل انتظار شد بی تو

نیامدی ودلم بی بهار شد بی تو

پس از تو سوز نگاهی به دفترم بارید

و چشم خشک غز ل ، جویبار شد بی تو

از آن شبی که تو رفتی ، دلم پر از باران

فضای خانه پر از انزجار شد بی تو

سوار موج خیالت به خواب خوش رفتم

ولی خیال توهم بی قرار شد بی تو

هنوز آمدنت رابه خواب می بینم

 بیا که هر چه غزل ، انتظار شد بی تو

(یادت همیشه در قلبمان است خداوند رحمتت کنه عزیزم)

/ 0 نظر / 29 بازدید